محمد مهدى ملايرى
151
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه شكوه و جلال دربار شاهان را مىنماياند و يا از ادب و فرهنگى سخن مىرود كه آراسته بودن به آنها براى كسانىكه با دربار سروكار مىداشتهاند از فرائض شمرده مىشده است و كمتر به جنبهء ديگرى از رسوم دربارى توجه مىشود كه نه با تشريفات ، بلكه با آيين كشوردارى و ادارهء امور مملكت سروكار مىداشتهاند ، امرى كه اگر در سخن از دربار ساسانى ناگفته ماند مهمترين مزيّت و ويژگى آن ناگفته مانده است ، زيرا دولت ساسانى كه بيش از چهارصد سال كشورى پهناور همچون ايران آن زمان را با همهء تنوع جغرافيايى و اجتماعى آن به صورتى اداره كرده كه حسن ادارهء آن دولت پس از انقراض آن هم زبانزد جانشينانش شده و براى ايشان الگويى شايستهء تقليد بشمار رفته ، بيش از هرچيز به شاهان و آگاهى ايشان از آيين كشوردارى و اشراف آنان بر ادارهء امور مملكت وابسته بوده ، وظايفى كه اعمال آنها از طريق نظام دربارى صورت مىگرفته و نشيب و فرازهايى كه در سير تاريخى اين كشور روى داده و دورههاى قدرت و ضعفى كه بر آن گذشته بيش از همه نمودارى از قوّت و ضعف آن آگاهى و آن اشراف و شكوفايى يا فسردگى آن نظام بوده است . بنابراين براى اينكه دربار ساسانى از جنبههاى مختلف آن شناخته گردد توجه به اين جنبهء آن هم از ضروريات است . گرچه توجه به اين امر كه خود داستانى مفصل و طولانى دارد مستلزم وقت و فرصتىست كه اكنون در اختيار نيست ولى براى اينكه اين مقال به كلى از اين مقوله خالى نماند مطالبى هم در اين زمينه بر آن افزوده مىگردد . نوشتههايى كه دربارهء آيين كشوردارى از دوران ساسانى به دوران اسلامى رسيده و به عربى ترجمه شده و در دسترس دبيران ديوان و وزيران دستگاه خلافت قرار گرفته كم نبوده است نام و نشانى هم كه از آن نوشتهها در مآخذ اسلامى آمده و مطالبى هم كه از برخى از آنها در اين مآخذ نقل شده آن اندازه هست كه بتوان از خلال آنها تا حدى به نوع و محتويات آنها پىبرد . اين نوشتهها صورتهاى گوناگون داشتهاند ؛ برخى به صورت وصيت يا دستورالعملهايى بوده كه از پادشاهان خطاب به جانشينانشان نوشته مىشده كه در